دلم چیزهای عجیب نمی خواهد . عجیبی ِتمام ِ روزهایم شاید همین باشد .از خیلی وقت ِ پیش در لحظه هایی با حسرت به نفهمی ِ بعضی آدم ها نگاه کرده ام . - نفهمی - که بوی تند ماهی خام می دهد و من ناخودآگاه همیشه از این بوی زننده تنفر داشته ام . نمی دانم حسرت ِ نفهمی را باور کنم یا تنفر بوی ماهی خام را !
پ.ن : خیلی سخت است که اثر به جا مانده از یک هجوم ناگهانی را تقسیم کنی برای روزهای متوالی . - ت ق س ی م ِ وعده گونه - و سعی کنی که اثر روزی بیشتر از روز ِ دیگری نباشد . - همسان اما نه یکسان - خیلی سخت است . قبول کن !
+ نوشته شده در 2007/3/2ساعت 15:22  توسط نیکو
