<script type="text/javascript">
window.location = 'http://melodin.blogspot.com';
</script>
+ نوشته شده در
2007/7/26ساعت 1:30  توسط نیکو
چشمانت بود ِ چیزهایی را رنگ باخته می بیند که دیگر هیچ وقت ارغوانی نخواهد شد . هیچ وقت رنگ تند آفتاب به آن نمی تابد . هرگز نیلی و پسته ای و لیمویی دیده نخواهد شد . تو شاید آن را خاکستری ببینی و بعد در گذر روزها سیاه . و این سیاهی به هیچی می گراید . و این روزی است که تو دیگر رنگی را برایش تصور نتوانی کرد . چرا که از بود آن دیگر چیزی باقی نمانده است . وقتی که رنگین کمانی را می بینی که ترکیبش انواع خاکستری هاست . و نه سرخی دارد و نه سبزی . من هرگز افسانه سازی دوست نداشته ام . زندگی افسانه ها را با تمام قدرتش در خود می بلعد و تو تنها در صورتی می مانی که محکم ایستاده باشی و وجودت افسانه نباشد . وجودت اسم نباشد . وجود باید که جاری باشد در تمام رگ های روزهایت . تمام مویرگ های آن . این میان من به شکوه صبری فکر می کنم که رنگ هایش ملایم بودند . فکر , فکر ها چیزی را تغییر نخواهند داد . فکرها آنچه که اتفاق افتاده را پاک نمی کند . فکرهای بعد از وقوع دیگر هیچ صداقتی را برنمی گرداند . نقطه می گذاری . نقطه ی پایان می گذاری . با من حرف نزنید . من برنمی گردم . این حرف ها ,,,,, دیگر هیچ چیز را تغییر نخواهد کرد . فرصت , یک روز نیست . یک هفته نیست . فرصت تمام روزهایی است که به سادگی از دستشان می روند . در کلام من , در لحن من , در گزینش کلمات من نوعی بی رحمی دیده می شود . نوعی بی رنگی . نوعی از تمام شدگی و از دست رفتگی . حرف هایتان را برای چیزی خرج نکنید که دیگر به شما باز نمی گردد . بود بعضی چیزها دیگر هرگز رنگی نمی شود . بگذرد تا به سیاهی بگراید .
و من به روبرو نگاه می کنم و تمام روزهایی که می خواهم رنگی ببینمشان .
+ نوشته شده در
2007/5/3ساعت 15:12  توسط نیکو
اهمیت یعنی زندگی ,,,
زندگی یعنی اهمیت ,,,
+ نوشته شده در
2007/4/24ساعت 19:17  توسط نیکو
|